دوستانی در مورد مجوز شکار سوالاتی داشتند که به جاست. لازم است عرض کنم بنده شخصا هیچ اعتقاد و علاقه ای به شکار ندارم و این اختیار سنتی سازمان را تا حد زیادی با وظیفه ذاتی حفظ تنوع زیستی در تضاد می دانم. درباره وضعیت سال جاری هم سازمان جلساتی را با حضور کارشناسان و شکارچیان قبل از بازگشتم برگزار کرده بود. بر اساس نظر کارشناسان میزان تخلفات شکار در سالی که پروانه صادر نشده بالاتر است. آنها معتقدند عدم صدور پروانه شکار فقط به ضرر منطقه است؛ چون شکارچی قانونی محدود، متخلفان متعدد را فراری داده و به امنیت منطقه کمک می کنند. تعداد محیط بانان سازمان نسبت به عرصه های تحت حفاظت کم است و متاسفانه تعداد بی شماری سلاح غیر مجاز نیز دست افراد است. در قانون برنامه چهارم تصویب شد که این مسئله ساماندهی شود ولی دولت بعدی آن را اجرا نکرد و وضعیت بدتر شد. امسال هم که ظاهرا تعهدی ایجاد شده بود، با مخالفت من کاهش قابل توجهی در تعداد مجوزها ایجاد شد و شرط گذاشتیم که باید پروانه شکار با مشارکت جوامع محلی صادر شود تا آنها هم سهیم باشند و در حفاظت کمک کنند. علاوه بر آن در برخی استان ها میزان صفر و در بقیه شاید به اندازه انگشتان یک دست باشد؛ آن هم با تعیین محدودیت برای گونه، سن، جنس و زمان شکار. شکار خارجی هم تابع همین ضوابط است و تفاوتی ندارد. از سوی دیگر طرحی را آغاز کردیم که براساس آن از بازرسین افتخاری برای بازدید ادواری از مناطق و کمک به محیط بانان استفاده شود. این بازرسین از شخصیت های ملی، پزشکان و مدیران سابق سازمان هستند. حتی شکارچیانی هستند که امروز به خاطر مشکلات و کاهش حیات وحش شکار را کنار گذاشته و آماده همکاری هستند. امیدوارم بتوانیم هر چه سریع تر برنامه ای برای مهار شکار غیرمجاز و افزایش ضریب امنیت مناطق با کمک مردم، جوامع محلی، تشکل ها و بازرسین افتخاری تهیه و اجرا کنیم. در هر صورت کاهش حیات وحش ایران طی سال های اخیر عوامل گوناگونی دارد که توقف آن نیازمند تلاشی جمعی و ملی بوده و از عهده یک سازمان به تنهایی بر نمی آید.