جنس پیام تاسوعا از نوع صبر، وفاداری، استقامت و محبت بوده و ماندگاری این پیام هم به خاطر ماهیت عاشقانه و ماورایی آن است. عباس علمدار، آستانه متداول رفتاری را در نوردید و مرز جدیدی از وفاداری، تعهد و عشق را ترسیم کرد. این مرز متفاوت سبب شد در دنیایی که دشمنی، ظلم و جدایی حرف آخر را می زد، توجه مردم به وفاداری و عشق جلب شود و به آن بیندیشند. در واقع حضرت عباس چون از آستانه حداقلی عبور کرد، جاودانه شد. جاودانگی که زمان و مکان نمی شناسد ...

به همین خاطر با تمام فاصله زمانی از آن واقعه، می بینیم که از اثربخشی آن کاسته نشده و محدودیت دینی و مذهبی یا مرز جغرافیایی و عامل مهارکننده ای برای چنین نیروی عشقی وجود ندارد. کما اینکه ارامنه ایران وحتی برخی هموطنان یهودی، تاسوعا را پاس می دارند، خود هیئت دارند و برای رسیدن به آرزوهایشان نذر آن می کنند. این، اثر بخشی محبت ابوالفضل را در بین اقوام و ملت های دیگر می رساند. تا جایی که نشان های منسوب به آن حضرت مانند «علامت دست» تبدیل به پیام فرهنگی و هنری شده و در ادبیات جهان رد پای این فرهنگ به دلیل نیازی که بشر به اینگونه اسطوره ها و الگوهای رفتاری دارد، دیده می شود. همین، نشانگر الگوی فرازمانی و فرامکانی عباس است؛ عباسی که در فداکاری، بذل محبت و بخشش و در استقامت تا آخرین نفس پیشرو بود ...

 عباس در آب رفت، ولی لب تر نکرد. نماد نیاز را که آب بود، رها کرد زیرا سیراب شدن را در جای دیگری می دید ...