به مناسبت تولد حضرت زهرا (س)

سخن گفتن درباره حضرت زهرا (س) این روزها به خصوص بسیار دشوار شده است. دلیل عمومی اش البته این است که شخصیت چند بعدی ایشان کلام را از رساندن همه وجوه به مخاطب قاصر می سازد. اما دلی خاص آن این است که اگر چه درباره ایشان بسیار گفته شده اما در بسیاری موارد از دقت کافی برخوردار نبوده و یا به جای پرداختن به اصول، فروع مد نظر قرار گرفته است. 
در نوع تصویری که برخی رسانه ها و منابر از حضرت زهرا ارایه کرده اند، بیش از آنکه به عنوان شخصیتی اجتماعی و سیاسی مطرح شوند یا به اندیشه این بانو پرداخته شود می بینیم محور سخنان بر ظواهر امور می چرخد. بعضا نیز با ادبیاتی اغراق آمیز و توام با غلو در مورد دختر پیامبر(ع) صحبت می شود که با الگوی رفتاری کارآمد و جذاب او برای انسان امروز فاصله زیادی دارد. 
... و بالاخره، آنان که مدعی پیروی از این گونه شخصیت های بزرگ هستند اغلب خود رفتاری داشته اند که با اصل الگو همخوانی ندارد. 
این همه، کار ما را در سخن گفتن از این بانو دشوار می سازد. ولی در دنیایی که از خلاء عواطف بشری و صلح و عدالت رنج می برد و انسان علاوه بر ظلم بر همنوع به طبیعت نیز به عنوان مامن خویش ستم روا می دارد، چاره ای جز یافتن الگوهای رفتاری درخشان، امیدبخش و کارآمد نداریم. الگوهایی که با گذر زمان دچار فرسودگی و عقب ماندگی نشده و نفوذ و اثربخشی خود را با وجود تفاوت های زمانی و مکانی از دست نداده و جنبه جهانی و بشری دارند.
اینکه فاطمه زهرا در سخت ترین دوران پس از بعثت و سپس با رحلت پیامبر نگران آینده جامعه بوده و حتی در خطبه فدکیه به آینده مبهم بشر در فقدان معارف الهی اشاره داشته، نشان از افق دید بلند و پیش تر از زمانه خود دارد. 
خواندن خطبه فدکیه حضرت زهرا را که سرشار از نکات فلسفی، اخلاقی، اچتماعی و سیاسی است؛ سعی در زدودن پیرایه از دین و رسالت پدر دارد، با ذکاوت از ادبیات قرآنی بهره گرفته و با قاطعیت در عین ادب، حقیقت را فدای مصلحت نمی سازد،به دوستان توصیه می کنم. البته یافتن ترجمه خوبی از این خطبه مهم است.