بشریت این سوال را همواره در همه اعصار تا امروز به ذهن داشته که دین و دیندار واقعی کیست؟ عیار سنجش و معیار تشخیص دین جعلی و افتراق آن با دین واقعی چیست؟ و به راستی با چه خط کشی می توان اصالت دین را تعیین کرد؟ این مسئله حتی در صدر اسلام به فاصله ساعتی پس از وفات پیامبر(ص) بروز کرد؛ اگر چه در دوران حیات آن بزرگوار نیز بودند کسانی که مطامع نفسانی خویش را در پوشش دین دنبال کردند. 
از همین رو در فراز و نشیب تاریخ همواره مذهب در مقابل مذهب ایستاده و روح و معنای دین دستخوش تحریف و سوء استفاده قرار گرفته است. در این مسیر البته انسان های حقیقت جو در پی یافتن نقطه اتکا و اصالتی برای اعتماد کردن بوده اند؛ نقطه اتکایی از شرافت و دانایی مانند علی بن ابیطالب. کارآمدی شخصیت های تاثیرگذار و الگوهای رفتاری مانند امام علی (ع) همین جاست که خود را نشان می دهد. تفکر متمایز و جهان شمول او، اخلاق و منش فردی و اجتماعی برجسته و جاذبه های فرازمانی و فرامکانی آن امام را متعلق به بشریت و نه فقط اسلام و تشیع می سازد. 


آزادمنشی و اصرار بر حق طلبی و عدالت جویی از امام علی (ع) شخصیتی ساخت که به جای برداشت های قدرت مدارانه و پیشبرد فتوحات با شمشیر، به فتح قلوب مردم با بسط معرفت و درک دینی و مقابله با انحرافات و خرافات دست یازید؛ اگر چه تقابل با تحجر مسلمان نماها که در قالب قاسطین، مارقین و ناکثین ظهور کردند و ایستادگی درمقابل سه ضلع زر و زور و تزویر شرایط دشواری را برای ارایه الگوی حکمروایی مطلوب دینی، پیش روی او ایجاد می کرد. بگونه ای که ناگزیر از دست بردن به شمشیر شد. معیارهای تمدنی امام علی را باید در لابلای جوهره حکمت های اخلاقی و رفتاری عادلانه وی که بوی عطر آن هنوز در جهان می پیچد جستجو کرد. تمدن علی برای برپایی دیوارها و کاخ ها و ارتش های بزرگ ماندگار نشد، بلکه بنیاد نهادن معیارهای حق طلبی و اخلاق حکمروایی را جاودانه کرد.



در این روزگار که بشر سرگشته تر از همیشه به رغم همه پیشرفت های علمی و فناوری و دستاوردهای اعجاب انگیز تمدن بشری هنوز نتوانسته به ابتدایی ترین نیاز خود که صلح و امنیت است دست یابد؛ در روزگاری که دنیا هر روز شاهد تعدی به انسان ها، اشغال سرزمین ها، سرکوب جوامع و خشونت علیه یکدیگر و علیه طبیعت است؛ در دورانی که چشمان وحشت زده مردم دنیا شاهد جنایاتی مانند ائتلاف داعش- بعثی، جنایات کم نظیر رژیم صهیونیستی و یا نسل کشی مستمر در افریقاست، باز هم می بینیم که چگونه نیازمند بازشناسی شخصیت و اندیشه الگوهایی چون علی بن ابی طالب هستیم، باشد تا راهی برای برون رفت از این وضعیت بیابیم.
از میان حکمت های ایشان جمله «الغالب بالشر مغلوب» است؛ یعنی اگر پیروزی به قیمت فساد نفس و ظلم و تعدی به دست آید، ارزشی ندارد. چرا که پیروزی را در اصلاح نفس و پاسداری از ارزش ها می دانسته اند. مطالعه عهدنامه مالک اشتر را توصیه می کنم که امام علی (ع) در آن با انتخاب الفاظی دقیق بر مهربانی کردن به مردم، چشم‌پوشی از خطایای آنها، انصاف و عدالت با خلق خدا، مسوولیت‌پذیری انتخاب وزیران و کارگزاران، میانه‌روی در امور، مشورت با زیردستان، توجه به حقوق مالی رعیت، داوری و قضاوت صحیح، پرهیز از فامیل‌گرایی در حکومت، پذیرش صلح شرافتمندانه، پرهیز از خونریزی به ناحق و ... تاکید کرده است.