امام باقر علیه السلام: ان قائمنا اذا قام دعا الناس الی امر جدید کما دعا الیه رسول الله(ص) و ان الاسلام بدا غریبا و سیعود غریبا کما بدا فطوبی للغرباء.  

قائم ما چون قیام کند (به علت کثرت تحریفات و غربت دین حقیقی) مردم را به امر نوینی دعوت خواهد کرد؛ همان گونه که رسول خدا(ص) دعوت فرمود، اسلام غریبانه آغاز شد و به زودی مانند ابتدا غریب خواهد شد، پس خوشا به حال غریبان (دین داران واقعی) – کتاب غیبت نعمانی، ص 321.

موضوع انتظار و ایمان به ظهور منجی چه فایده و کارآیی برای روزگار ما دارد؟ اگر در این روزگار – آن گونه که برخی مدعی اند - همه چیز بر وفق مراد است و همه مشکلات به کفار و دشمنان بر می گردد، چه دلیلی برای انتظار منجی خواهیم داشت؟

مفهوم «انتظار منجی» نامناسب دانستن شرایط و عدم دستیابی به امیدها و آرزوهای متعالی اخلاقی و  انسانی است؛ یعنی این گونه نیست که «منتظر» اوضاع خود و جامعه اش را مطلوب بداند و ظهور منجی را فقط برای سروسامان دادن به اوضاع سایر ادیان یا کفار و مشرکان بخواهد. بلکه اصل فلسفه انتظار، اعتراض به وضع موجود و اعتراض به بداخلاقی ها و کج رفتاری هایی است که به نام دین صورت می گیرد. انتظار، اعتراض به استفاده ابزاری از دین برای رسیدن به مطامع دنیایی و حفظ موقعیت ها، ثروت ها و جایگاههاست.

 

منتظر، کسی است که دلش از بی عدالتی ها، بی وفایی ها و بی اخلاقی ها به درد آمده؛ که: «انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق - من تنها برای تکمیل فضائل اخلاقی مبعوث شده‏ام/ پیامبر اکرم».


منتظر، کسی است که برای غربت دین نگران است. چرا که می بیند همه از نردبان دین بالا می روند، ولی کسی برای دین دل نمی سوزاند. منتظر از همین رو به انتظار می نشینند تا شاهد  امر نوینی مانند بعثت پیامبر باشد و فرجی که با دعوت به اسلام غریب آغاز خواهد شد.

حال ... در این غربت کجایند منتظران و دین داران واقعی؟


 اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ

خدایا بلاء عظیم گشته و درون آشکار شد و پرده از کارها برداشته شد و امید قطع شد

وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ

و زمین تنگ شد و از ریزش رحمت آسمان جلوگیرى شد و تویى یاور و شکوه بسوى تو است

الْمُشْتَکى وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى

و اعتماد و تکیه ما چه در سختى و چه در آسانى بر تو است