از مدتی پیش به سبب تداوم خشکسالی و نیز عدم مدیریت صحیح منابع آب در سال های اخیر، تنش آبی به عنوان یکی از مسایل مهم کشور مطرح شده است. شعارهای «نجات دریاچه ارومیه، نجات کارون، زاینده رود من کو، نجات هامون» و موارد دیگر همه نشان از حساسیت این موضوع  دارد. نظر به اینکه در این موضوع سازمان حفاظت محیط زیست هم بارها مخاطب قرار گرفته است لازم است چند نکته روشن شود. اول اینکه اختیار و مسئولیت امور توزیع و تخصیص آب در کشور مربوط به وزارت نیرو است و مسئولیت نظارت و حفاظت کیفی از رودخانه ها و حفاظت از تالاب ها بر عهده سازمان حفاظت محیط زیست است. البته  شورای عالی آب در دولت یازدهم به عنوان سازوکار هماهنگی میان بخشی به طور منظم تشکیل جلسه می دهد و با حضور مسئولین کلیدی موارد بررسی می شود. در این شکل از برگزاری جلسات و نیز با توجه به چالش های موجود، امکانی برای پنهان کاری و یا انکار واقعیت ها وجود ندارد. دوم اینکه خوبست توجه کنیم مشکلات، مربوط به امروز و دیروز نیست، همچنین قومی و احساسی هم نیست. سوم اینکه تامین آب شرب سالم برای هر شهری یک اولویت است.

از سوی دیگر متاسفانه در هیچ جای ایران، آب به درستی مصرف نمی شود و رویه های فعلی باید در همه جا تغییر کند. بخش کشاورزی که ٩٣٪ آب کشور را مصرف می کند باید حداقل٣٠٪ (با افزایش راندمان) مصرف را کاهش دهد. این موضوع اختصاص به یک جا ندارد، کشاورزان یزد،کرمان، شیراز، اردبیل، ارومیه و سایر جاها باید الگوی کشت و آبیاری خود را تغییر دهند. در حوزه کارون هم  همینطور است و برای حوزه استان چهارمحال و بختیاری یا  اصفهان و یا خراسان نیز فرقی نمی کند. همه باید بدانند ادامه این روند و سیاست های گذشته انتقال آب بین حوزه ای، دیگر جوابگو نیست. در بخش صنعت و شهری نیز به همین گونه است. باید الگوی مصرف تغییر کند و این مهم همتی ملی می طلبد. در میان دانشگاهیان، جوانان، شبکه های اجتماعی مجازی و غیرمجازی این موضوع که چه باید کرد تا حقابه رودخانه ها و تالاب ها و آبخوان ها و خلاصه طبیعت زنده شود. ارومیه، زاینده رود، بختگان، پریشان، گاوخونی و هامون زنده شوند،کارون، سفید رود، زرجوب، سرداب رود،کشف رود و دهها رود دیگر حفاظت شوند باید به اقدامات عملی منجر شود. اینکه عده ای هر روز حقابه بخشی از کشور را بعضا با بیانی عصبی یا احساسی مطالبه کنند،  یک روش است. اما روشی دیگر این است که هر یک بگوییم ما چه می توانیم انجام دهیم تا ایران از این شرایط نجات پیدا کند.

دولت البته برحسب مسئولیت هایش در یک سال اخیر اقدامات زیر را انجام داده است:

  • اصلاح و احیای کامل فرآیند ارزیابی زیست محیطی پروژه ها به ویژه سدسازی در کشور و توقف روند بسیاری از طرح های بدون توجیه. در حال حاضر با هماهنگی سازمان مدیریت و برنامه ریزی، پروژه های جدید کنترل می شود.
  • تشکیل منظم جلسات شورایعالی آب که سال ها تعطیل شده بود و رسیدگی به امور و سیاستگزاری با نگرشی متفاوت از دوره قبل برای حفظ حقابه طبیعت و اصلاح الگوی مصرف.
  • تخصیص اعتبار قابل توجه بلاعوض برای آبیاری نوین و تحت فشار برای کشاورزان و پرداخت ٨۵٪  اعتبار مورد نیاز اصلاح الگوی آبیاری از طرف دولت.
  • تامین اعتبار برای کنتور دار کردن چاه ها در کشور.
  • دعوت و جلب مشارکت دانشگاه ها و حمایت از شرکت های مردمی دانش بنیان برای ارائه راهکارهای نوین توسط معاونت علمی و فناوری رئیس جمهور.
  • احیای شوراهای حفاظت رودخانه ها در ستاد و استان ها براساس برنامه ملی و استانی رفع آلودگی و اجرای دقیق مقررات مانند شورای حفاظت کارون.
  • کار گسترده آموزشی از طریق رسانه ملی، رسانه های مستقل، آموزش و پرورش و دانشگاه ها که در دست اجراست. 
  • حمایت از سمن ها و تقویت جایگاه و توانمندی آنها پس از سال ها نگاه امنیتی.
  • اجرای طرح های کارشناسی احیای دریاچه ها و تالاب ها، رفع موانع مانند آنچه باعث شد هامون پس از سال ها دوباره چند ماه صاحب آب باشد و اکنون نیز علوفه منطقه از همان چند ماه تامین می شود.
  • اجرای سختگیرانه قوانین مربوط به مصرف آب توسط وزارت نیرو.  
  • همکاری بین المللی برای استفاده از تجربیات و همکاری های جهانی در این موضوع.
  • مطالعات اقتصادی برای تامین اعتبارات مورد نیاز به منظور تکمیل طرح های فاضلاب های شهری با همکاری شهرداری ها و مردم.
  • تلاش برای کاهش جریان یارانه نقدی در حد نیازمندان واقعی و جاری شدن اعتبارات مردم برای اشتغال، محیط زیست، آب و نیازهای اساسی.

 


در موارد بالا البته روشن است که بدون حمایت و همراهی مردم دستیابی به هدف ممکن نخواهد بود. مانند اجرای قوانین مربوط به مصرف آب که نیازمند همراهی مردم است یا کنتور دار کردن چاه ها در کشور که به رغم تامین اعتبارات دولتی باز هم نیاز به جریانی اجتماعی دارد تا چاه های غیر مجاز کنترل شوند. همچنین تکمیل طرح های فاضلاب های شهری با همکاری شهرداری ها و مردم که نیازمند همکاری و مشارکت اقتصادی است.

سازمان حفاظت محیط زیست با توجه به جایگاه حاکمیتی خود می بایست نه از سر فشار و تهدید بلکه از موضعی منطقی مصالح ملی را مد نظر قرار دهد. به طور مثال یادآور شود که دلسوزان کارون می بایست بدانند صدها برابر آنچه که برای شرب مردم یک شهر آب مصرف می شود، برای طرح های جدید کشاورزی خوزستان از کارون می تواند برداشت شود. همه کارشناسان می دانند که آسیب به کارون از طرح های همان استان و الگوی نامناسب مصرف آب کشاورزی بوده و آلودگی کارون نیز ناشی از فعالیت های شهری استان خوزستان است. پس به جای دعواهای قومی و منطقه ای باید جنبشی اجتماعی برای آموزش، اطلاع رسانی و تغییر نگرش برای اصلاح الگوی مصرف به راه انداخت. 

مطالبه ما باید صرفه جویی در مصرف آب برای همه بخش ها باشد. دوستانی که نگران چهارمحال و بختیاری یا نگران زاینده رود هستند بدانند هیچ منبعی برای نجات طبیعت منطقه غیر از صرفه جویی و کاهش جدی مصرف آب وجود ندارد. زمان دعواهای حیدری- نعمتی و هیاهو برای هیچ گذشته است. دولت تدبیر و امید همه مردم ایران و قومیت ها را که سرمایه ملی تلقی می شوند یکسان دیده و بنا ندارد حق هیچ استان یا منطقه ای را نادیده بگیرد. برای همین باید تصمیمات شفاف و با حضور همه کارشناسان و استان ها باشد. اولویت در همه کشور اصلاح روش آبیاری،کاشت محصولات کم آب بر، کاهش مصرف آب و بازگشت آب به دریاچه ها، تالاب ها، آبخوان ها و رودخانه هاست.

انتشار یافته در روزنامه آرمان 17 شهریور 93