بسیاری گفته اند که «نه» گفتن به تمایلات و خواهش های نفس، بالاترین درجه وجود و شرافت انسان است. در مقابل نیز بحث های زیادی صورت گرفته که آیا میل و خواهش های انسان لزوما در تقابل با عقل و اندیشه قرار می گیرد؟ ویا آیا اصلا ضرورتی برای مهار خواهش ها با افسار عقل وجود دارد؟

 این بحث ها تداعی گر موضوع مشهور جدال عقل و نفس است. البته از هر زاویه و دیدگاهی که به موضوع بنگریم در اینکه رفتار انسان ها متاثر از افکار و عقاید و تمایلات درونی آنهاست و اینکه این تمایلات در صورت فقدان چارچوب اخلاقی و اصول رفتاری می تواند ابعادی غیرانسانی ناشی از زیاده خواهی، خود محوری، خشونت و در نتیجه آسیب به دیگران و به خود منتهی شود، تردیدی نیست. انسان های متعالی مراقب افکارشان هستند. زیرا افکار، رفتار فرد را هدایت می کند و رفتار فرد شخصیت او را می سازد. شخصیت نیز آینده و مسیر زندگی فرد را رقم می زند.

شاید از این رو، رمضان تمرین سیر انسان به سوی نظامی اخلاقی و رفتاری متعالی باشد. رمضان تمرین «نه» گفتن به تمام میل ها  و خواهش هایی است که می تواند انسان را از شرافت خویش دور کند. تمایلاتی که سبب بروز نقاط ضعف در شخصیت انسان شده و او را در مقابل سختی ها و فشارها و یا در مقابل طمع قدرت و ثروت خوار و ذلیل می کند. تاریخ همواره شاهد وجود انسانی هایی بوده که نتوانستند بر افکار و رفتار خود مهار اخلاق زنند و در نتیجه لطمات و آسیب های فراوانی را به جامعه خویش وارد کرده اند. بنابراین اگر رمضان تمرینی برای تعالی انسان باشد تا افکار و رفتار خود را به کنترل خویش درآورده، به زشتی ها و پلیدی ها پی ببرد و آنها را از خود دور کند، فرصت مغتنمی به حساب می آید.

از این رو بسیار شنیده ایم که رمضان و روزه تنها بستن دهان بر طعام نیست، بلکه بستن دهان بر دروغ و تهمت و ناسزاست، فرو خوردن خشم است و سد کردن راه افکار نادرست. اما شنیدن کی بود ماندن دیدن؟ 


رمضان های ما همچنان تنها به بستن دهان ها محدود شده و از همین روست که باور چنین اعتقاداتی برای بسیاری از مردم سخت گشته است. بسیاری، دیگر باور ندارند که دروغ هم روزه را باطل می کند و بسیاری نیز متاسفانه روزه دار را به چشم فردی می بینند که دین برایش تنها توجیه اعمال و تمایلاتش است. در موارد زیادی هم این باور مصداق دارد. آنها روزه دارانی را می بینند که به راحتی در ملاء عام دروغ می گویند اما کسی به آنها تذکر نمی دهد و با ایشان مقابله نمی کند. در حالی که رعایت ظواهر دین نباید پوششی بر باطن افراد باشد. به همین دلیل قرآن کریم در سوره ماعون می فرماید:

     

پس واى بر نمازگزارانى (۴)

 

فَوَیْلٌ لِّلْمُصَلِّینَ ﴿۴﴾

که از نمازشان غافلند (۵)

 

الَّذِینَ هُمْ عَن صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ ﴿۵﴾

آنان که ریا مى‏کنند (۶)

 

الَّذِینَ هُمْ یُرَاؤُونَ ﴿۶﴾

     
 

 متاسفانه بسیاری ازعمق و اصل روزه غافل هستند و نماز و روزه آنها فقط وسیله عُجب است. یعنی به جای ایجاد تواضع نسبت به دیگران و نگریستن به خویش، باعث غرور و خود برتربینی در آنها شده و حجابی میان واقعیات رفتاری و حقیقت روزه داری آنان می شود.

اینکه ماه رمضان پس از شعبان - که ماه انتظار برای ظهور منجی است - واقع شده شاید به این معنا باشد که برای منتظر بودن، رفتار شکلی مومنانه کافی نیست. بلکه باید رفتار ماهوی براساس تحولات معنوی در انسان رخ دهد و در مفهوم انتظار هم تجلی یابد. 

ای کاش چنین بندگانی می دانستند که رمضان در حقیقت ماه آزادی روح وجان انسان هاست؛ آزادی از تمایل ها و خواهش هایی که آنها را از پرواز و ارتفاع دور نگه داشته و تا حد خواری و ذلت در مقابل خواسته ها یا بت ها و قدرت های دنیایی پایین می کشد.  

ای کاش همه بدانیم که سختی گرسنگی و تشنگی ماه رمضان اگر با درک و فهم صحیح و با شراب عشق و معنویت درآمیزد می تواند از افرادی که فقط خود و اطراف خود را می بینند، انسان هایی بسازد که خود را وقف بهبود وضعیت مردم و جامعه می کنند.