تدبر در قرآن (2)

ایمان زمانی برای انسان سودمند است که مبداء و مقصد آن متکی بر تعقل، درک و انتخاب باشد. دین را نباید وسیله ای برای تحمیل عقیده به بشر قرار داد، بلکه دین و ایمان به آن، مقصد و هدفی است بر مسیر تفکر، مشاهده واقعیات تاریخی، اجتماعی و طبیعی و تجزیه و تحلیل آنها و البته پاسخ به ندایی درونی.

از سوی دیگر، هیچ جبری در دین وجود ندارد و ایمان امری کاملا انتخابی است. شاخص انتخابی بودن دین نیز خود نشانگر مبداء فکری و تعقلی ایمان است. به آیات 98 تا 100 سوره یونس توجه کنید:

چرا (اهالی) هیچ شهرى (به موقع) ایمان نیاوردند که ایمانشان سودمند باشد، مگر قوم یونس که چون (به موقع) ایمان آوردند، عذاب رسوا کننده را در زندگى دنیا از آنان برداشتیم و تا چندى آنان را برخوردار ساختیم (۹۸)

 

فَلَوْلاَ کَانَتْ قَرْیَةٌ آمَنَتْ فَنَفَعَهَا إِیمَانُهَا إِلاَّ قَوْمَ یُونُسَ لَمَّآ آمَنُواْ کَشَفْنَا عَنْهُمْ عَذَابَ الخِزْیِ فِی الْحَیَاةَ الدُّنْیَا وَمَتَّعْنَاهُمْ إِلَى حِینٍ ﴿۹۸﴾

و اگر پروردگار تو مى‏خواست همه اهل زمین (جبراً) ایمان می آوردند (ولی پدیده اختیار را به انسان تفویض کرد)، آیا تو می خواهی مردم را وادار کنی که ایمان آورند؟ (۹۹)

 

وَلَوْ شَاء رَبُّکَ لآمَنَ مَن فِی الأَرْضِ کُلُّهُمْ جَمِیعًا أَفَأَنتَ تُکْرِهُ النَّاسَ حَتَّى یَکُونُواْ مُؤْمِنِینَ ﴿۹۹﴾

چنین نیست که کسی جز بر (اساس) قانونمندی خدا ایمان آورد، و خدا پلیدی (و انکار) را بر کسانی قرار می دهد که خردورزی نمی کنند. (۱۰۰)

 

وَمَا کَانَ لِنَفْسٍ أَن تُؤْمِنَ إِلاَّ بِإِذْنِ اللّهِ وَیَجْعَلُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِینَ لاَ یَعْقِلُونَ﴿۱۰۰﴾

 

 

 

قوم یونس از میان انکارکنندگان، به موقع متوجه اشتباه خود شد واستغفار کرد، ولی بسیاری دیگر چون حقیقت را درنیافتند یا از توان تفکر و تعقل خود بهره نبرند به انکار ادامه داده و هلاک شدند. این هلاکت، نتیجه انتخاب خود آنها بود. زیرا خداوند هیچ اجبار و اکراهی در هدایت، ایمان و دین قرار نداده است.


علاوه بر تصریح قرآن کریم در آیه 256 سوره بقره که هر زور و اجباری را در دین نفی می کند و می فرماید: لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ، در آیه 99 سوره یونس نیز می بینیم که می فرماید: «اگر خداوند می خواست همه اهل زمین جبراً ایمان می آوردند و آیا تو می خواهی مردم را به اجبار وادار به ایمان کنی؟»

این سئوال شاید خود تاکیدی بر این است که ایمان را نمی توان جبراً محقق ساخت. بلکه ایمان ارتباطی میان «قلب»، «انتخاب آزادانه فردی» و «خداوند» است. از همین روست که می فرماید:کسی جز براساس قانونمندی خدا ایمان نیاورده و خدا پلیدی را بر کسانی قرار می دهد که خردورزی نمی کنند.

اینکه ما در جامعه دیندار و اسلامی تصور کنیم می توانیم با توسل به اجبار، دستورات شرعی را اعمال کنیم، تصور درستی نیست. التزام به شریعت و ظواهر ملاک های ظاهری بوده، اما میزان حقیقی دینداری بدون لحاظ حق انتخاب و اختیار مشخص نمی شود و قضاوت نیز بر عهده خداوند است، نه به عهده مومنین و یا مردم.

بنابراین جهت گیری برنامه های آموزشی، تربیتی و سیاست های اجتماعی و فرهنگی باید فراهم کردن زمینه تعقل و تفکر در جامعه و تشویق برای بهترین انتخاب ها باشد.