با تبریک سال نوی میلادی به هموطنان مسیحی ام، مطلبی را که درباره عیسی مسیح(ع) با عنوان «ادب الهی حضرت مسیح» نوشته ام تقدیم می کنم:

ادب و اخلاق نیک از ویژگی های اصلی پیامبران و انسان های بزرگ است. برخی به همین استناد، رفتار مبتنی بر آموزه های انبیاء را ادب الهی می نامند. در حدیثی قدسی آمده که خداوند هیچ پیامبری را برنگزید مگر اینکه او را به صبر و شکیبایی و ادب الهی امتحان کرده است. 
خیلی ها معتقدند که ادب الهی ملاک ارزیابی شخصیت افراد است. اما مصادیق این نوع ادب و رفتار را در کجا می توان یافت؟ 
داستان های قرآن از زندگی انبیاء بیانگر این ادب الهی است. اگر از این منظر به قصص قرآن کریم نگاه کنیم، پیامبران را در موقعیت های مختلف با برخوردهای قابل تامل می بینیم. مثلا انبیاء در موارد متعددی با منتقدین، مخالفین و حتی هتاکان صبورانه برخورد کرده و در مقابل خواسته ها و انتظارات آنها از خویش تحمل و مدارا نشان می دادند. 
سالروز میلاد عیسی بن مریم مناسبتی برای بیان این موضوع از داستانی در سوره مائده است. آیه 110 این سوره به نعمات خداوند که بر عیسی بن مریم و مادرش نازل شده اشاره دارد:
اذ قال الله یا عیسی ابن مریم اذکر نعمتی علیک و علی والدتک اذ ایدتک بروح القدس تکلم الناس فی المهد و کهلا و اذ علمتک الکتاب و الحکمه و التوراه و الانجیل و اذ تخلق من الطین کهیئه الطیر باذنی فتنفح فیها فتکون طیرا باذنی و تبری الاکمه و الابرص باذنی و اذ تخرج الموتی باذنی و اذ کففت بنی اسرائیل عنک اذ جئتهم بالبینات فقال الذین کفروا منهم ان هذا الا سحر مبین – به یاد آور هنگامی را که خداوند به عیسی پسر مریم گفت متذکر نعمتی که بر تو و مادرت دادم باش، زمانی که تو را به وسیله روح القدس تقویت کردم که در گهواره و به هنگام بزرگی با مردم سخن می گفتی، و هنگامی که کتاب و حکمت و تورات و انجیل بر تو آموختم، و آنگاه که به فرمان من از گل چیزی به صورت پرنده می ساختی و در آن می دمیدی و به فرمان من پرنده ای می شد و کور مادرزاد و مبتلا به بیماری پیسی را به فرمان من شفا می دادی، و مردگان را نیز به فرمان زنده می کردی، و هنگامی که بنی اسرائیل را از آسیب رسانیدن به تو بازداشتم در آن موقع که دلایل روشن برای آنها آوردی ولی جمعی از کافران آنها گفتند این ها چیزی جز سحر آشکار نیست.
یادآوری معجزات حضرت عیسی، دلایل و شواهدی بر مقام، موقعیت و نفوذ وی در میان جامعه است. با این حال در آیه بعد می فرماید: و اذ اوحیت الی الحواریین ان امنوا بی و برسولی قالوا آمنا و اشهد باننا مسلمون – به یاد آور زمانی را که به حواریون وحی فرستادیم به من و فرستاده من ایمان بیاورید، آنها گفتند ایمان آوردیم و گواه باش که ما مسلمانیم. 
اما همین حواریون بعد از مشاهده معجزات عیسی بن مریم و اذعان به رسالتش باز هم او را مورد سوال قرار می دهند که: اذ قال الحواریون یا عیسی ابن مریم هل یستطیع ربک ان ینزل علینا مائده من السماء قال اتقوا الله ان کنتم مومنین –آن هنگام که حواریون گفتند ای عیسی بن مریم آیا پروردگار تو می تواند مائده ای از آسمان نازل کند؟ او (در پاسخ) گفت از خدا بپرهیزید اگر با ایمان هستید.


در واقع حواریون به نوعی خداوند و قادر بودنش را که از صفات اصلی الوهیت است مورد سوال قرار داده و از عیسی سوال می کنند آیا پروردگارت چنین توانی دارد؟ حضرت عیسی هم در پاسخ می گوید اگر مومن هستید از خداوند پروا کنید.
ولی این خطاب پیامبر همراه با ناراحتی و عتاب و نکوهش نیست. حواریون در توضیح این انتظار و درخواستشان می گویند: قالوا نرید ان ناکل منها و تطمئن قلوبنا و نعلم ان قد صدقتنا و نکون علیها من الشاهدین – می خواهیم از آن بخوریم و دل های ما مطمئن گردد و بدانیم که به ما راست گفته ای و بر آن گواه باشیم.
در واقع حواریون دچار شک و سوال شده و به اصطلاح امروزی، راست آزمایی کرده اند. اما نه تنها با عصبانیت پیامبرشان مواجه نمی شوند بلکه عیسی بن مریم در پاسخ به درخواست انها دعا می کند: قال عیسی ابن مریم اللهم ربنا انزل علینا مائده من السماء تکون لنا عیدا لاولنا و آخرنا و آیه منک وارزقنا و انت خیرالرازقین – عیسی عرض کرد خداوندا، پروردگارا، مائده ای از آسمان بر ما بفرست تا عیدی برای اول و آخر ما باشد و نشانه ای از تو و به ما روزی ده که تو بهترین روز دهندگانی.
خداوند هم در پاسخ، دعای عیسی را مستجاب کرده و قال الله انی منزلها علیکم فمن یکفر بعد منکم فانی عذبه عذابا لا اعذبه احدا من العالمین – خداوند گفت من آن را بر شما نازل می کنم و هر کس از شما انکار ورزد وی را عذابی کنم که هیچیک از جهانیان را عذاب نکرده باشم.
این آیات به روشنی فضایی حاکی از گفت و گو، مدارا و تحمل را میان حضرت عیسی و حواریون نشان می دهد که اگر قرار است برخورد و عذابی هم باشد بر عهده خداست و نه پیامبر و انسان ها. فضایی که در آن شک و انکار وجود دارد و روابط ناشی از تبعیت محض نیست. رفتار پیامبر خدا در اینجا نوعی از ادب الهی را به تصویر می کشد؛ درسی از ادیان که چگونه باید در رفتار با جامعه، مردم و حتی مخالفین و زیاده خواهان مدارا کرد. 
این الگویی برای زمامداران و رهبران دینی است که با مردم و به خصوص جوانان و آینده سازان چگونه رفتار کنند تا دین تداعی کننده فشار و تحمیل و برخوردهای خشن و متعصبانه نباشد. ادب الهی و رفتار انبیاء که به کرات در قصص قرآن حاکی از چنین برخوردهایی هست امروز نیز ملاک سنجش افراد قرار می گیرد.