تعریف واژه های «ظلم» و «احسان» یا «ظالم» و «محسن» در قرآن کریم سیاق خاص خود را دارد و داوری در این مورد که چه کسی ظالم است و چه کسی محسن در نهایت از سوی خداوند صورت می گیرد. در آیات 32 تا 36 سوره «زمر» - که آیاتش در مباحث قرآنی بسیار مورد استفاده قرار می گیرد - درباره ظلم و ظالم ترین افراد تعاریف در خور تاملی ارایه شده است. در این آیات می خوانیم ظالم ترین افراد کسانی هستند که به خدا دروغ می بندند و پیام راست و درستی را که برایشان آمده تکذیب کرده و به آن نسبت دروغ می دهند.
     
و کیست ستمکارتر از آن که دروغ به خدا نسبت دهد و کلام راست را که به او رسیده است دروغ شمرد؟ آیا در دوزخ جایگاهی برای انکارورزان نیست؟ (۳۲)
 
فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن کَذَبَ عَلَى اللَّهِ وَکَذَّبَ بِالصِّدْقِ إِذْ جَاءهُ أَلَیْسَ فِی جَهَنَّمَ مَثْوًى لِّلْکَافِرِینَ ﴿۳۲﴾
اما آنان که راستی را عرضه و تصدیق کنند، پروا پیشه اند (۳۳)
 
وَالَّذِی جَاء بِالصِّدْقِ وَصَدَّقَ بِهِ أُوْلَئِکَ هُمُ الْمُتَّقُونَ ﴿۳۳﴾
هر چه بخواهند نزد پروردگارشان دارند، این است پاداش نیکوکاران (۳۴)
 
لَهُم مَّا یَشَاءُونَ عِندَ رَبِّهِمْ ذَلِکَ جَزَاء الْمُحْسِنِینَ ﴿۳۴﴾
تا خدا بدترین رفتارشان را از {کارنامه} آنان بزداید و به قیاس بهترین اعمالشان آنان را پاداش دهد(۳۵)
 
لِیُکَفِّرَ اللَّهُ عَنْهُمْ أَسْوَأَ الَّذِی عَمِلُوا وَیَجْزِیَهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ الَّذِی کَانُوا یَعْمَلُونَ ﴿۳۵﴾
مگر خدا برای دفاع از بنده اش کافی نیست که ترا از غیر خدا می ترسانند و هر که را خدا گمراه کند هیچ راهنمایی نخواهد داشت (۳۶)
 
أَلَیْسَ اللَّهُ بِکَافٍ عَبْدَهُ وَیُخَوِّفُونَکَ بِالَّذِینَ مِن دُونِهِ وَمَن یُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ ﴿۳۶﴾
به تعبیر علامه طباطبایی، بزرگی و کوچکی ظلم با توجه به متعلق ظلم فرق می کند و هر قدر متعلق آن بزرگ تر باشد به همان نسبت، ظلم بزرگ تری صورت می گیرد. پس آنان که به خدا دروغ می بندند بزرگ ترین ظلم ها را مرتکب می شوند.
سپس آیات به متقین و محسنین اشاره می کند؛ «آنان که صدق و راستی را عرضه و تصدیق کنند». می بینیمدر تعریف تقوی قرآن کریم تعبیر جالبی دارد: کسی که همراه راستی و درستی است متقی به حساب می آید؛ کسی که راستی را با خود می آورد و به آن باور دارد از محسنین است؛ درست در نقطه مقابل ظالمین و کفاری که حقیقت را تکذیب می کنند.
در آیه بعدی خداوند وعده می دهد که از رفتارها و اعمال نادرست متقین و محسنین بگذرد و پاداش آنها را براساس کارهای خوبشان بدهد.
به نظر می رسد که البته متقین و محسنین برای پایداری بر مسیر صدق، دچار تهدیداتی می شوند که آیه می فرماید «آنها را از غیر خدا می ترسانند». همین جاست که تکلیف مقدمات قبلی روشن می شود و وعده می دهد که «خدا برای بنده اش کافیست».
در کشاکش میان ظالمین و محسنین می بینم همانها که به خدا دروغ بستند و نیکوکاران را تهدید کرده و از غیر خدا ترساندند، راهشان و سعی شان به شرک و شریک قرار دادن برای خدا منتهی می شود. ظالمین فکر می کنند که خدا کافی نیست و دیگرانی را همپای قدرت، حاکمیت و علم او می بینند که توان اداره امور دنیایشان را دارند و بنابراین در مقابل آنها که غیرخدایند کرنش می کنند.
اما برای آنان که به دنبال راستی هستند، درستی را باور دارند و در راه دفاع از صدق و حقیقت سختی ها، گرفتاری ها و محدودیت ها را تحمل می کنند، چه سخنی اطمینان بخش تر از این که خدا برای بنده اش کافیست.