ملاک قضاوت در مورد آدمی، علاوه بر اندیشه و سخن، توان عملیاتی کردن آن اندیشه و سخن است. در همین مرحله عملیاتی کردن است که انسان و انسانیت محک می خورد و ثابت می شود که انسان کامل فراتر از کلام و حرف است. در این مرحله مدعیان کم می آورند و چالش های بزرگ در انطباق شعارها با سیاست ها و اقدامات در عرصه های ملی و جهانی رخ می نماید. چه بسیار جریانات سیاسی و اجتماعی که با شعارهای عالی به میدان آمدند ولی در کوران حادثه، فاصله آنها با عمل به شعارهایشان نمودار شد. در واقع وقتی پای عمل می رسد، سیاست مداران متهم به فریبکاری و عدم پایبندی به شعارها می شوند و حکومت ها متهم به برخوردهای پوپولیستی و فرار از وعده ها. 
بنابراین اکنون مهم ترین مسئله نه فقط در دنیای اسلام، بلکه در همه جهان یافتن راه حلی است که بتواند نه در شعار بلکه در عمل مقابل بی عدالتی ها، فسادها، خشونت ها و افراط گری ها موثر افتد. اینجاست که امام علی (ع) همچنان به عنوان انسانی فرازمانی، فرامکانی و حتی فرادینی در تاریخ رخ می نماید و این را دوست و دشمن، و مسلمان و غیرمسلمان درباره او گفته اند. عمل علی (ع) برای برون رفت از معضلات و مشکلات امروز سیاستمداران و راهبران جهانی می تواند الهام بخش و دستور کار باشد، مشروط بر اینکه آن امام را به فرقه، باند و جناحی منتسب نکنیم و سبب تشدید اختلافاتی که پشتیبان افراط گری و خشونت هستند، نشویم. 
عمل امام علی (ع) به ویژه در بحث عدالت، مترقی ترین مثال ها به حساب می آید. این درحالیست که مفهوم عدالت ملاک اصلی در دنیای امروز و شاید ملاک اصلی کارآمدی و اعتبار بخشی حکومت ها محسوب می شود. تاریخ در رفتار علی بن ابی طالب مراحل مختلفی از رعایت عدالت را شهادت می دهد؛ در چهار مرحله مهم قبل از به حکومت رسیدن، که به رای و نظر مردم به رغم آنکه مخالف نظر خودش بود تمکین کرد و در چهار مورد شاخص نیز بعد از رسیدن به حکومت. 
در دوره حکومت امام علی (ع) مورخین گواهی می دهند که بیشترین امکان برای طرح نظرات مخالف و نقد حکومت و حاکم وجود داشته و دریک کلام حکومت علی با شاخص های امروزی جامعه ای برخوردار از حق آزادی بیان، حق اعتراض، دادخواهی و دادرسی عادلانه منطبق بوده و بلکه در مقیاس دوره خود در برخی ابعاد از منشورهای کنونی حقوق بشر نیز فراتر بود. 
به عنوان نمونه و از میان وقایع مختلف که عبدالفتاح عبدالمقصودی مورخ اهل سنت در کتاب هشت جلدی امام علی بن ابیطالب علیه السلام (ترجمه سید محمد مهدی جعفری) یادآور شده جریان زره گمشده آن حضرت در جنگ صفین است. چندی پس از اینکه این زره گم می شود، حضرت آن را دست مردی یهودی در کوفه می بیند. امام که در آن زمان حاکم سرزمین پهناور اسلامی بوده با دیدن زره خود از آن مرد یهودی به دادگاه شکایت می برد؛ قاضی و دادگاهی که منصوب حاکم یعنی علی بوده است. براساس تاریخ وقتی علی (ع) و آن مرد یهودی در محضر قاضی کنار هم می نشینند، قاضی امام را با عنوان و مقامش خطاب می کند. علی (ع) از این حرکت ناخرسند شده و قاضی را شماتت می کند که من اینجا فقط علی هستم. دادگاه ادامه می یابد؛ قاضی ادعای علی را در مورد مالکیت زره گوش می دهد و بعد ادعای طرف مقابل را که ادعای امیرالمومنین را انکار می کند. اینجا کسی متعرض نمی شود که ای مرد یهودی چطور ادعای امیرالمومنین راانکار می کنی؟
قاضی از علی (ع) شاهد می خواهد. امام لبخند می زند و می گوید درست است، باید شاهد بیاورم، ولی شاهد ندارم. به این ترتیب قاضی به نفع مرد یهودی رای می دهد و او نیز زره را برمی دارد و روانه می شود؛ به همین سادگی. اما عدالت انسان ساز است، جریان ساز است، تاریخ ساز است و حکومت ساز است؛ مرد یهودی که خود می دانست زره مال چه کسی است، پس از چند قدمی برمی گردد. او در مقابل چنین حاکمی که رفتارش ورای رفتارهای رایج است، اقرار می کند که زره متعلق به علی است که در مسیر صفین از دست او افتاده بود. مورخین همچنین گفته اند که او اسلام آورد و علی هم زره را به او هدیه داد. 
اینکه رییس و حاکم دولت اسلامی حاضر نباشد در مواجهه با یک یهودی، اصول اسلامی را نادیده بگیرد، نشان از اوج احترام و ارزشی دارد که برای انسانیت، برای آزادی، برای حقوق بشر و برای عدالت قائل است. این جریان و موارد مشابه که در زندگی امام علی فراوان دیده می شود حاکی از ظرفیت الگو بودن علی برای انسان هایی است که تلاش می کنند آرزوها و آرمان های بلند معنوی خود را در عمل پیاده کنند؛ همچنین الگویی برای انقلاب ها و جریانات اجتماعی که شعار خود را حکومت عدل علی قرار دادند ... و نیز برای جهانی که با همه پیشرفت علم و فناوری امروز بیش از هر زمانی نیازمند عشق و آرامش و صلح و عدالت است.