کتاب «خوشه های شهریور» حاوی خاطراتم از 8 سال دوره مسئولیتم در دو دولت آقای خاتمی است. این روزها که به مناسبت سالروز تولد آقای خاتمی مطالب مختلفی در فضای رسانه ها مطرح می شود، فکر کردم خاطره ای از این کتاب را در وبلاگم بگذارم، شاید دوستانی تمایل به خواندن آن داشته باشند. اما پیش از آن لازم است به نکاتی اشاره کنم. فضای آن سال ها با این روزهای کشور متفاوت بود. آقای خاتمی در سفرهای استانی اش در دادن وعده و همچنین ارایه آمارها بسیار احتیاط می کرد. یعنی تا اطمینان از حصول وعده ای نداشت آن را مطرح نمی کرد. همین طور توجه داشت که در بیان آمارها اغراق نشود و حتی گاه آنها را کمتر از حد ارایه شده از سوی کارشناسان بیان می کرد. به طوری که بعضی وقت ها سبب دلخوری مسئولین مربوطه می شد. در مورد گردهمایی ها هم تاکید داشت که ادارات و مدارس تعطیل نشوند و دیدارها در محل استادیوم ورزشی شهر صورت گیرد، اگر چه خیلی وقت ها اینگونه نمی شد.
***
در اولین سفر استانی آقای خاتمی به بوشهر، مرکز تحقیقات محیط زیست آن استان آماده افتتاح و بهره برداری بود. دفتر رییس جمهور را از مدتی قبل در جریان این موضوع قرار دادم و پیشنهاد افتتاح مرکز توسط آقای خاتمی به طور کتبی ارایه شد. تقاضاهای زیادی برای بازدیدها و ملاقات های آقای خاتمی در سفرهای استانی از ناحیه مردم اعم از جوانان، بانوان، دانشگاهیان و سایر گروهها وجود داشت که با توجه به فرصت محدود و ضرورت حضور آقای خاتمی در تهران به منظور پیگیری امور جاری ملی، گنجاندن برنامه های جدید را دشوار می ساخت. با این حال نظر آقای خاتمی در مورد افتتاح مرکز تحقیقات محیط زیست بوشهر منفی نبود.
بالاخره برنامه پیشنهادی سازمان برای عصر روز دوم سفر به تصویب رسید و من هم در آن روز به هیات همراه ایشان پیوستم. برنامه های آن روز شامل چندین سخنرانی در شهرستان های مختلف از جمله دشتستان بود. تا آن موقع در سخنرانی های مردمی آقای خاتمی شرکت نکرده بودم. ولی وصف آن را زیاد شنیده بودم. وقتی با آقای ابطحی در هلی کوپتر از روی شهرستان رد می شدیم گفت: «هر جا آقای خاتمی سخنرانی دارند همه شهر خالی می شود و در عوض ورزشگاه مملو از جمعیت است، نگاه کنید»...
درست می گفت. گویی مناطق مسکونی خالی از سکنه بود. آقای ابطحی تعریف می کرد: «یک بار آقای خاتمی از این وضع ابراز نگرانی کرد و گفت: نکند دزد خانه مردم را بزند، و من گفتم نگران نباشید دزدها هم آمده اند ببینند در ورزشگاه چه خبر است».

در داخل استادیوم مردم مدت ها بود که در انتظار آقای خاتمی بودند. آنان که حافظه تاریخی خوبی دارند به یاد می آورند که موج جمعیت برای دیدار با آقای خاتمی چگونه بود؛ جمعیتی که برای دیدار– و نه به انگیزه دیگری- حاضر می شدند و شور و علاقه آنها برنامه ها را به درازا می کشاند...
 عصر نیز در مسیر و مکان افتتاح مرکز تحقیقات محیط زیست، اگر چه آقای خاتمی خواسته بودند که مردم در مسیر نایستند و به خصوص به دنبال خودرو حرکت نکنند، کسی حریف جمعیت نشد. در مقابل محل افتتاح و ساختمان مرکز ، اهالی محله به امید دیدن رییس جمهور تجمع کرده بودند. ما هم در محوطه منتظر بودیم. خودرو ها وارد مرکز شدند و آقای خاتمی پیاده شد، اما به جای اینکه به سمت ساختمان مرکز تحقیقات بیاید ناگهان برگشت و به سرعت داخل جمعیت شد تا پاسخ ابراز محبت مردم را بدهد. تیم حفاظت از این اقدام که ظاهرا تازگی نداشت نگران شد، ولی رییس جمهور نگرانی نداشت و بدون واهمه و تشریفات دقایقی را بین مردم ماند... (خوشه های شهریور – صفحات 110 تا 112)
***
اولین مرکز تحقیقات محیط زیست خلیج فارس آن روز افتتاح و پس از بازدید رییس جمهور از تاسیسات آن شامل آزمایشگاههای مجهز و موزه تاریخ طبیعی مورد بهره برداری قرار گرفت.