امروز از متدینین پرسش های زیادی می شود که ریشه در رفتار و منش دین مدارانه آنها دارد. به عبارت دیگر میزان انطباق یا زاویه ای که روش زندگی دین مداران با تعالیم دینی و اصل مبانی دین دارد، سئوالات زیادی را مطرح می سازد.

در واقع متدینین متهم هستند که با برداشتی از شرع مقدس، در رفتارهایشان فردیت انسان و کرامت او را نادیده گرفته و نگاه رحمانی توام با شفقت بر خلق و عشق برای نجات بشر را در رفتارهای فرقه ای و متعصبانه به فراموشی سپرده اند. متدینین همچنین به تضعیف ارکان تعقل، تفکر و پرسش گری متهم هستند و اینها بخشی از اتهاماتی است که نسل امروز به دین مداران در دنیا وارد می کند.

به راستی چرا در تفکر، شیوه عمل و روش زندگی برخی دین داران، کرامت انسانی، ارزش های والای اخلاقی و تفکر و تعقل که اساس پیام الهی بوده و پیامبران برای تحقق آنها آمده بودند، نادیده گرفته می شود؟ مگر در قرآن کریم ترازی بالاتر از اخلاق حسنه پیامبر ذکر شده است که می فرماید:


     

به راستى که براى شما و براى کسى که به خداوند و روز بازپسین امید دارد و خداوند را بسیار یاد مى‏کند، در پیامبر خدا سرمشق نیکویى هست‏ (سوره احزاب- آیه 21)

 

لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِّمَن کَانَ یَرْجُو اللَّهَ وَالْیَوْمَ الْآخِرَ وَذَکَرَ اللَّهَ کَثِیرًا

پیامبر نیز خود تاکید دارد که برای تکمیل بهترین فضای اخلاقی مبعوث شده است: «انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق». شاید از همین روست که پیامبر اسلام رحمت للعالمین خوانده شده است؛ از این رو که دعوت او به رحمت، صلح و شفقت بوده است. چنانچه از نام اسلام نیز اینگونه استنباط می شود؛ اسلام را به معنای سلام و خبر از صلح می دانند و آن کسی که به دیگری سلام می کند اولین و مهم ترین پیامش این است که تو از من در امان هستی.

اثربخشی و قدرت نفوذ ایشان بر ذهن ها و جان ها از این رو بود که به خیر همه بشریت می اندیشید، برای همه طلب استغفار می کرد و برای همه غصه می خورد:   

     

به راستى که پیامبرى از میان خودتان به سوى شما آمده است که هر رنج که شما مى‏برید، براى او گران مى‏آید، و سخت هواخواه شماست و به مؤمنان رئوف و مهربان است‏ (سوره توبه- آیه 128)

 

لَقَدْ جَاءکُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِکُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْکُم بِالْمُؤْمِنِینَ رَؤُوفٌ رَّحِیمٌ

مخاطب این آیه عام است و نشان از منش پیامبر در برخورد با دیگران دارد. در آیه  159 سوره آل عمران نیز خداوند می فرماید: 

     

به لطف رحمت الهى با آنان نرمخویى کردى، و اگر درشت‏خوى سخت دل بودى بى‏شک از پیرامون تو پراکنده مى‏شدند، پس از ایشان درگذر و برایشان آمرزش بخواه و در کار با آنان مشورت کن، و چون عزمت را جزم کردى بر خداوند توکل کن، که خدا اهل توکل را دوست دارد 

 

فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ کُنتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِی الأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَى اللّهِ إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلِینَ

مورخین نیز شخصیت و منش پیامبر را توام با گذشت و کرامت توصیف کرده اند و این امر از دلایل اصلی تغییر رویکرد جامعه عرب آن زمان به سوی تحول و امید و اصلاح برشمرده می شود. جامعه ای که رفتارهای زشتی مانند تبعیض، دروغ، تهمت و خیانت در آن نکوهیده شد و انسان ها به منش و اخلاق نیکو دعوت شدند. آیین پیامبر، راه و روش رستگاری و رهایی بود: 

     

آنان که از این پیامبر درس نخوانده که [نام] او را نزد خود در تورات و انجیل نوشته مى‏یابند پیروى مى‏کنند [همان پیامبرى که] آنان را به کار پسندیده فرمان مى‏دهد و از کار ناپسند باز مى‏دارد و براى آنان چیزهاى پاکیزه را حلال و چیزهاى ناپاک را حرام مى‏گرداند و از [دوش] آنان قید و بندهایى را که بر ایشان بوده برمى‏دارد، پس کسانى که به او ایمان آوردند و بزرگش داشتند و یاریش کردند و نورى را که با او نازل شده پیروى کردند، همان رستگارانند (سوره اعراف- آیه 157)

 

الَّذِینَ یَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِیَّ الأُمِّیَّ الَّذِی یَجِدُونَهُ مَکْتُوبًا عِندَهُمْ فِی التَّوْرَاةِ وَالإِنْجِیلِ یَأْمُرُهُم بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنکَرِ وَیُحِلُّ لَهُمُ الطَّیِّبَاتِ وَیُحَرِّمُ عَلَیْهِمُ الْخَبَآئِثَ وَیَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالأَغْلاَلَ الَّتِی کَانَتْ عَلَیْهِمْ فَالَّذِینَ آمَنُواْ بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُواْ النُّورَ الَّذِیَ أُنزِلَ مَعَهُ أُوْلَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ

اما امروز چرا اینچنین تاریخ وارونه شده است؟ و چرا صفات دوره جاهلیت بازتولید می شود؟

اینک ما متهم هستیم که به نام «رحمت»، «غضب» را ، به اسم «کرامت»، «ذلت» را ، به اسم «لطف»، «مسکنت و گدایی» را توسعه داده ایم؛ به نام «حکمت»، «تحکم» را، به جای «حقیقت»، «مصلحت» را، به نام «واقعیت»، «خرافه» را، به اسم «حرمت»، «تهمت» را رواج داده ایم و به جای «تفکر»، مدافع «پیروی کورکورانه» بوده ایم. در پاسخ به پرسش ها و اعتراض ها از روش طرد و حذف استفاده کرده ایم، برای حفظ موقعیت، مجوز هر گونه منکری را داده ایم و به نام وحدت، کینه و تفرقه را ترویج کرده ایم.

در واقع متدینین کنونی در مقابل نسل فعلی و جوانانی که نمی خواهند در انجماد و تعصب بمانند و دوستدار عشق و ایمان و بخشش هستند، باید پاسخگو باشند. نسل جوان نمی خواهد یا نمی تواند روش پیشنیان را تایید کند، چنانچه نسل ما نیز به رفتار پیشینیان خود معترض بود.

امروز بی شک بزرگ ترین قدم برای شناخت شخصیت والای پیامبر و آیینی که او به بشریت عرضه کرد، زدودن پیرایه ها و اتهامات از دین و متدینین واقعی است و این جز با بازگشت به منش و رفتار پیامبر امکان پذیر نخواهد بود.

خدا رحمت کند دکتر علی شریعتی را که باید از کلام او این واقعیت را وام بگیریم: پدر، مادر، ما متهمیم.