این تعبیری درست است که بعضی از شخصیت ها خود به تنهایی یک ملت هستند. دکتر حسن حبیبی هم از آن شخصیت های انگشت شماری بود که ابعاد مختلف فعالیت های فرهنگی، علمی، حقوقی و سیاسی اش در قالب فعالیت های یک فرد نمی گنجد.

در میان چهره های انقلاب، حضوری متین و برجسته داشت. در سال 1358 هنگام برگزاری اولین  دوره انتخابات ریاست جمهوری، از میان کاندیداهای مختلفی که پر سر و صداترین آنها ابوالحسن بنی صدر بود، به دکتر حسن حبیبی رای دادم. شخصیت متمایز، قرابت فکری با دکتر علی شریعتی و تسلطی که در حوزه حقوق داشت علت اصلی این انتخاب بود.

درباره  اخلاق و منش دکتر حبیبی نیز از مرحوم پدرم زیاد شنیده بودم. اقدامات ارزنده دکتر حبیبی طی سال ها در ارکان مهمی چون شورای انقلاب، وزارت فرهنگ و آموزش عالی، دانشگاه، فرهنگستان علوم و شورای نگهبان تداوم یافت تا اینکه بالاخره پس از سال ها نوبت من رسید تا تجربه مستقیم کاری با دکتر حبیبی را داشته باشم؛ تجربه ای در کابینه دولت هفتم که برایم مهر تاییدی بر آن قضاوت شد. 

دکتر حبیبی به عنوان معاون اول با متانت، عدالت و نکته سنجی جلسات دولت را اداره می کرد. نه نوبتی جابه جا می شد، نه اعتراضی نادیده گرفته می شد و نه کسی احساس می کرد که به حرفش نسبت به دیگران کمتر اهمیت داده می شود. در اولین برخوردها متوجه شدم نگرش دکتر حبیبی به موضوع حضور زنان در سطح کابینه بسیار معقول است. او در مناسبات کاری هیچ تفاوتی میان زن و مرد قائل نبود. ضرب المثل ها و نکات نغز و سنجیده دکتر حبیبی در حین اداره جلسات دولت، برای من که جوان تر و کم تجربه تر بودم بسیار شیرین و قابل استفاده بود؛ به خصوص تاکید و دقت ایشان در رعایت زبان فارسی.

 

 


در مورد سخت گیری برخی نهادهای نظارتی بر فعالیت دولت که در دوران آقای خاتمی رواج  فراوان یافته بود، روزی دکتر حبیبی به «اعتصاب برای تشدید سخت گیری در دقت و مراقبت گمرک در فرانسه» اشاره کرد و اینکه آثار سخت گیری های بی حد و حصر و افراطی دستگاههای نظارتی می تواند به قفل شدن کار و تعطیلی امور اجرایی بیانجامد.

در اولین ماههای کاری وقتی نخستین گزارش در موضوع محیط زیست، ابعاد مختلف مسایل و مشکلات مربوطه را در جلسه دولت روشن ساخت، دکترحبیبی ارایه آن را اقدامی شجاعانه خواند و پیشنهاد اضافه شدن عنوان محیط زیست را به کمیسیون زیربنایی و صنعت که از کمیسیون های اصلی و مهم دولت است، ارایه داد؛ پیشنهادی که حاکی از درایت او بود و نام محیط زیست پس از آن بر این کمیسیون ماند. اما این تنها مورد نبود و در موارد متعددی می شد به توجه و علاقه وافر دکتر حبیبی نسبت به محیط زیست و طبیعت پی برد. سخنرانی افتتاحیه یکی از دوره های جشنواره فیلم سبز نشان از درک عمیق فلسفی دکتر حبیبی و نگرش ادیبانه او به طبیعت و هنر داشت.

حضور آقای دکتر حبیبی در شورای نگهبان سبب شد که گرایش این شورا در آن مقطع به مواضع حقوقی، معتدل و غیرسیاسی نزدیک شود. اساسا حضور شخصیت های مبارز مسلمان و مستقلی مانند ایشان می توانست اعتماد طیف ها و گروههای سیاسی، نخبگان و عموم مردم را نسبت به این نهاد مهم حکومت تحکیم بخشد، ولی متاسفانه با استعفای دکتر حبیبی این وضعیت ادامه نیافت. شاید این تاثیر وجودی ناشی از تعلقات فکری و قلبی وی نسبت به ایران و انقلاب بود، چنانچه دلسوزی هایش مثال زدنی است. از دکتر حبیبی این جمله را به خاطر دارم که: اگر کاری از دستمان برآید خیلی خوبست، ولی حتی وقتی جز غصه خوردن کاری نمی توانیم انجام دهیم، غصه خوردن هم اهمیت دارد.

بی شک ایران عزیز پیشرفت ها و دستاوردهای بزرگش را مدیون انسان هایی چون اوست؛ کسانی که خود تلاش کردند و نیز همواره تکیه گاهی برای سایر تلاشگران بودند. در اینجا نقد جدی را باید متوجه جریانات و کسانی دانست که به بهای اندک رسیدن به قدرت، تلاش های گذشتگان را زیر سئوال بردند و خیل عظیم خدمتگزارانی چون دکتر حبیبی را در اذهان مردم و جوانان به زیر سئوال کشیدند.   

از دکترحبیبی خاطرات زیادی دارم ولی چندتایی از آنها فراموش نشدنی است، مثل خاطره ای از یکی از روزهای هوای پاک در دولت هفتم. چند روزی مانده به آخر دی ماه به همه اعضای دولت اعلام می شد روز هوای پاک با خودروی شخصی به سرکار نروند و از وسایل نقلیه عمومی یا خودروی گازسوز استفاده کنند. جلسه بعد از روز هوای پاک نیز از وزرا گزارش می گرفتم که در روز مورد بحث چگونه تردد کردند. یکی از این سال ها – شاید همان سال اول- دکتر حبیبی گفت: من دیدم تنظیم تردد با  اتوبوس و وسیله عمومی دشوار است و خودروی گازسوز هم در دسترس نیست. بنابراین کارها را شب قبل به منزل بردم و باقی امور نیز از منزل دنبال کردم و به خاطر روز هوای پاک اصلا از منزل خارج نشدم تا خودرویی استفاده شود.

از این توجه جدی به موضوع شرمنده شدم، چون می دانستم دکتر حبیبی به چه میزان نسبت به حضور در محل کار و مسئولیتش سخت گیر و دقیق است. 

شاید برخی از افراد، اعتدال، نرم خویی و میانه روی دکتر حبیبی را در عرصه اجرایی و سیاسی مورد نقد قرار می دادند، ولی همان ها هم می دانستند که برای مهار طوفان ها و تندبادها، تعدیل افراط گری ها و تنظیم روابط و برقراری تفاهم، وجود شخصیت های استواری مانند او  به عنوان مرجع و تکیه گاه تا چه حد با ارزش و حیاتی است. سالیان سال چهره خندان دکتر حبیبی سوژه اصلی روی جلد مجله گل آقا برای هر گونه انتقادی از عملکرد دولت بود و ایشان هرگز واکنشی دلیل بر رنجش از خود بروز نداد.

دکتر حسن حبیبی امروز دیگر در میان ما نیست. اما آیا ما توانستیم از پس معرفی و حفظ  سرمایه هایی این چنین برآییم که شناخت آنها برای جوانان و نسل های آینده مایه امید و افتخار و برای مردم مایه اعتماد است؟

در اینجا لازم است از خانم دکتر «شفیقه رهیده» همراه و همسر صمیمی و وفادار دکتر حبیبی یاد کنم که البته به طور مستقل شخصیتی متمایز و منشاء خدمات ارزنده ای برای کشور بوده است. خانم رهیده به ویژه در هلال احمر طی دوران دفاع مقدس و در زمینه های مهمی مانند دسترسی مردم به بهداشت و درمان که نمونه آن تاسیس کارخانه سرنگ سازی سها بود، تلاش کرد و در سال های اخیر نیز همدم روزهای غصه و تنهایی و بیماری دکتر حبیبی بود.

حسن حبیبی در سالروز 12 بهمن ما را ترک گفت. او با همه رنجیدگی ها از جفاهای رفته به دولت هایی که مسئولیت معاون اولی آنها را بر عهده داشت، آنقدر وفادار بود که در رفتنش نیز یادآور آرمان های اصیل انقلاب اسلامی و پیوندش با خیزش عظیم مردمی 57 باشد.