بی تردید، جوانان ستون اصلی و پیش برنده انقلاب اسلامی چه در سطح نخبگان و چه در میان توده های مردم بودند. اساتید جوان و دانشجویان از سویی، و جوانانی که به ویژه در شهرهای بزرگ از فاصله های طبقاتی و اجتماعی و نیز اختناق و فساد خسته شده بودند، نیروی پیش برنده پرانگیزه ای برای پیروزی انقلاب به حساب آمدند.

اساسا جوانی، حرکت شجاعانه در مسیرهای ناشناخته است. جوان ایرانی همواره این جسارت را داشته که در جستجوی حقیقت و پاسخ به پرسش های خود باشد و تا پاسخ آنها را نیابد، دست از مقصود برندارد. در آن دوران و با چنین ویژگی هایی - به ویژه با زمینه سازی فرهنگی پایگاههای روشنفکری دینی مانند حسینیه ارشاد و دکتر شریعتی و سخنرانی های روحانیون روشنگری چون شهید مطهری – ظهور شخصیتی مانند امام خمینی نور امیدی در جمع جوانان شد.

حرکت ضد ظلم انقلاب اسلامی به نسل جوان آن روز نشاط بخشید و کلام و بیانیه های امام، جوانان را با جسارت و آزادگی آشنا کرد. انقلاب و امام تصویر روشنی بودند از عدم دلبستگی و تعلق، نبود ترس و توکل واقعی با تفویض همه امور به خداوند؛ تصویری که در روزگار اختناق و استبداد نایاب به حساب می آمد.

در مقطع انقلاب، دینداری برای جوان ایرانی در قامت انتخابی آگاهانه معنا یافت و همتراز معرفت، تلاش و پیشرفت به حساب آمد. جوان 57 البته تصوری از مدعیان دین داری که نتایج اعمالشان به رویکردهای ضددینی منجر می شود، نداشتند. آن روزها، حرکت انقلاب اسلامی به عنوان مظهر دین؛ حرکتی شجاعانه در پیروی از مردی راسخ و صریح بود که در مقابل خودکامگی و خفقان فراگیر جامعه ایستاده و توجه جهانیان را به خود معطوف ساخته بود.

البته گروههای عمده ای از جوانان نگران غلبه ارتجاع و تعصب بودند، ولی ...


 وقتی امام را قائل به گفتمان روشنگرانه و مترقیانه دیدند و احساس کردند ارزش های انقلاب در راستای آزادی و کرامت ذاتی انسان است، بر پیگیری پیام ها و بیانیه های رهبر انقلاب همت گماردند. نمونه بارز این ارزش ها، نگاهی بود که امام به موضوع حضور زنان داشت؛ یعنی قائل به محدودیت و یا حذف آنان از عرصه اجتماعی و سیاسی نبود و همین دلیلی بود بر برداشت مترقیانه ایشان از مبانی فقهی. بر همین اساس جوانان دانشجو در بسط تئوریک و نظری انقلاب نقشی اساسی ایفا کردند.

خاطره ای از آن روزها و مروری بر شعارهایی که داده می شد، می تواند بیانگر هدف مبارزه، نقش آفرینی جوانان و پیوند آن با سایر اقشار باشد. یکی از روزهایی که اعتراضات دانشجویی در محوطه پلی تکنیک اوج می گرفت و دانشجویان در دانشگاه جمع شده بودند، راهپیمایی به سمت در مشترک میان دانشگاه و دبیرستان البرز که دری آهنی و قدیمی بود، کشیده شد. این در همیشه بسته بود ولی آن روز دانشجویان با شعارهای مختلف به سوی آن می رفتند:

سکوت هر مسلمان خیانت است به قرآن

دانش آموز بپاخیز

دانشجو می رزمد، ذلت نمی پذیرد

استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی

تظاهرات گسترده و منسجمی با حضور اکثریت دانشجویان بپا شده بود و نتیجه اینکه به یکباره در آهنی از جا کنده شد و فاصله میان دانشجو و دانش آموز از میان رفت. در آهنی چون پر کاهی روی دست ها به رقص در آمده بود. همه چیز خیلی سریع رخ داد و تظاهرات کنندگان بعد از ورود به مدرسه به سمت خیابان رفتند، اما به خیابان نرسیده گارد ضد شورش شاه از راه رسید.

جمعیت مردد بود. عده ای این سو شعار می دادند و عده دیگری آن سو شاخ و شانه می کشیدند. در همین اثنا سر و کله تعدادی دانش آموز پیدا شد که با هیجانی وصف ناپذیر شعار می دادند:

 توپ، تانک، مسلسل دیگر اثر ندارد

آن سو تر نیز فرمانده گارد که مردی درشت اندام با سبیلی کلفت بود با عصبانیت شلاقی را در هوا می چرخاند و قدم می زد. معلوم بود که مشغول بررسی اوضاع برای یک حمله جانانه به تظاهرات کنندگان است. در این موقع مادر یکی از بچه ها که به دنبال فرزندش می گشت و نگران دانش آموزان بود، خطاب به فرمانده گارد فریاد زد: شما با این سن و سال از این بچه ها خجالت نمی کشید؟

در صدای آن مادر شجاعت و جسارتی بود که باعث شد فرمانده گارد سرش را پایین بیاندازد و از آن نقطه دور شود.

انقلاب از این صحنه های جالب و دیدنی زیاد داشت. اما امروز مهم این است که چگونه پیوند آن نسل با جوانان کنونی که ایشان نیز خواستار استقلال و آزادی و تعالی هستند، حفظ شود و به نظر می رسد تنها راه این پیوند، استمرار حرکتی اصلاحی برای حفظ دستاوردهای انقلاب و مقابله با ناراستی ها و انحرافات باشد. انتظار نسل جوان امروز نیز شناخت اشتباهات، اعتراف به اشتباهات و اصلاح آنها است، به نحوی که در یک فرآیند بازنگری و خوداصلاحی شاهد تغییر و بهبود مستمر وضعیت معنوی و مادی جامعه باشند. در این صورت است که انقلاب از مسیر اصلی خود دور نمی شود و پاکی و صفای اولیه را حفظ خواهد کرد.  

منتشر شده در روزنامه اعتماد/ 21 بهمن 91