ایام انتخابات، اذهان مردم بیش از سایر اوقات به سوی مسایل عمومی جلب می شود. شاید از این رو که پای منافع ملی در میان است و سرنوشت یک ملت و عموم مردم رقم می خورد. اما هر چه بر تجربیات ملتی در مسیر دمکراسی و مردم سالاری افزوده می شود، این واقعیت بیشتر رخ می نماید که حرکت به سوی زندگی بهتر و بهبود شرایط فقط در قاب این تصویر کلان رقم نمی خورد. بلکه این آحاد ملت هستند که می بایست بتوانند به طور مستمر هر یک به ایفای نقش خویش بپردازند.

چند سال پیش، در سال 2007 شهر ترومزو نروژ میزبان بزرگداشت روز جهانی محیط زیست بود. در آن سال موضوع روز جهانی به ذوب شدن یخ های قطبی اختصاص یافت و شهر ترومزو به خاطر نزدیکی اش به قطب شمال برای برگزاری مراسمی که از سوی برنامه محیط زیست سازمان ملل صورت می گرفت، انتخاب شده بود.

میزگرد اصلی اجلاس با حضور رییس برنامه محیط زیست سازمان ملل، مدیر صندوق حفظ طبیعت روسیه، اسقف اعظم افریقای جنوبی و وزیر توسعه نروژ برگزار شد که من نیز در آن حضور داشتم و توسط نخست وزیر نروژ آقای استولنبرگ افتتاح شد. دعوت من در آن مراسم و شرکتم در میزگرد البته نه به عنوان معاون رییس جمهور – که مدتی از اتمام آن مسئولیت می گذشت – بلکه به عنوان مسئول یک سازمان غیردولتی مدافع محیط زیست و قهرمان زمین ملل متحد صورت می گرفت.  

استولنبرگ در سخنرانی خود ضمن تاکید بر ضرورت انسجام جامعه جهانی برای مقابله با تخریب محیط زیست از تفاوت های فرهنگی و چندجانبه گرایی در دنیا به عنوان یک فرصت یاد کرد و در میان سخنان خود به ذکر خاطره ای از ایران پرداخت. او گفت: «سال 2003 به عنوان وزیر اقتصاد نروژ در حالی به ایران سفر کردم که ذهنیت مثبتی به ایران و سیاستمداران آن نداشتم و تصور نمی کردم زنان ایرانی بتوانند در عرصه های اجتماعی و سیاسی موثر باشند. اما در ایران با فردی ملاقات کردم که تصور مرا به طور کلی تغییر داد و سبب شد نگاه دیگری به مسایل ایران داشته باشم. به طوری که از آن زمان تمام تلاش خود را برای بهبود روابط اتحادیه اروپا با ایران به خرج داده ام.» 


ادامه مطلب ...