عکرمه؛ معاندی که مجاهد شد

در روز فتح مکه، قریش که دید چاره ای جز پذیرفتن محمد(ص) و اصحابش ندارد، راه را برای ورودشان به مکه باز گذاشت و رسول خدا نیز از فرماندهانش خواست «با هیچکس از اهالی مکه جنگ و پیکار نکنند مگر کسانی که خود اقدام به جنگ و پیکار می کنند». در این حال عکرمه به همراه تعدادی از قریشیان، سپاهی فراهم آورد. ولی خالد بن ولید در پیکاری کوچک آنان را شکست داد.

عکرمه دیگر پایگاه و مامنی نداشت. بنابراین مخفیانه از مکه به سوی یمن فرار کرد. در این هنگام «ام حکیم» همسر عکرمه بن ابی جهل و «هند بنت عتبه» همسر ابوسفیان به همراه تعدادی دیگر از زنان مکه برای بیعت به خانه پیامبر رفتند و همسر عکرمه از پیامبر خواست تا شوهرش را که از بیم کشته شدن گریخته و به یمن رفته، امان دهد.

پاسخ پیامبر این بود: او در امنیت است.

ام حکیم بلافاصله به دنبال همسرش به سوی یمن حرکت کرد و مدتی بعد او را در سواحل دریا در منطقۀ «تهامه» یافت و ماجرای امان گرفتن از پیامبر را برایش گفت: «با او درباره تو صحبت کردم و او نیز امنیت ترا تضمین کرده است.»

وقتی عکرمه به مکه نزدیک شد، رسول خدا به مسلمانان توصیه کرد: «مبادا به پدرش دشنام دهید، زیرا دشنام شما زنده را می آزارد و به مرده هم نمی رسد». سپس به محض رسیدنش بدون عبا به سوی او شتافت و گفت: «خوش آمدی ای سوار مهاجر...»

عکرمه در برابر ایشان ایستاد و گفت: «ای محمد، ام حکیم به من خبر داد که شما مرا امان داده اید... به سوی چه چیزی دعوتم می کنی؟»

پیامبر فرمود: «تو را دعوت می کنم به اینکه شهادت دهی هیچ معبودی، حاکمی، قانونگذاری، اربابی، شفادهنده ای و روزی دهنده ای جز الله وجود ندارد و من بنده خدا و فرستاده اش هستم، و اینکه نماز به پای داری و زکات بدهی ...»

عکرمه گفت: «سوگند به خدا، تو قبل از آنکه این دعوت را آغاز کنی نیز در بین ما صادق ترین گفتار را داشتی و نیکوترین و باوفاترین بودی…». سپس دستش را دراز کرد و گفت: انی أشهد ان لآ اله الا الله و اشهد انک عبده و رسوله.

عکرمه به عهدی که با پیامبر بست وفا کرد و از آن به بعد سربازی فداکار برای یاری مسلمانان بود.

در جنگ یرموک، در موقعیتی که اوضاع مسلمانان رو به وخامت گذاشت از اسبش پایین آمد و به سوی ستون های نظامی رومیان رفت. خالدبن ولید که متوجه او شد از اینکار نهی اش کرد و مرگش را برای مسلمانان ناگوار و سخت دانست. ولی عکرمه پاسخ داد: «مرا به حال خودم بگذار خالد… تو در آشنایی و همراهی با رسول الله دارای سابقه و فضیلت هستی، ولی من و پدرم از بدترین دشمنان او بودیم. مرا رها کن تا حداقل بتوانم کفاره قسمتی از اعمالم را بدهم.»

جنگ یرموک به پیروزی مسلمانان انجامید و البته عکرمه بن ابی جهل از شهدای آن بود. عکرمه معاندی بود که به مجاهد تبدیل شد.

گفته می شود هنر متدینین این است که بتوانند ابتدا با رفتار و اعمال و سپس با گفتار و کلام، معاندین و دشمنان را به مخالفین و منتقدین تبدیل کنند. پیامبر البته این هنر را داشتند که معاند را به مجاهد تبدیل می کردند. ایشان حقانیت پیامشان را در رفتارشان نشان می دادند و همین منش بزرگوارانه سبب گسترش آیین اسلام شد. امروز هم مسلمانان، رسول خویش را به بخشش و رحمت و بزرگواری می شناسند، اما متاسفانه در عمل به این صفات موفق نیستند... اما «رحمت للعالمین» شاید همان مولفه نجات بخش جوامع اسلامی باشد... 

/ 0 نظر / 63 بازدید